پیغام مدیر : قارقار کلاغ رو دوست دارم ! چون با تمام اعصاب خوردی که میاره آدم رو از خواب بیدار می کنه ! بهتر از هر خروسی ...
آغاز عشق ، ساحل وقایع دروغ بود
عشقت دروغ ، کل حقایق دروغ بود
دست ظریف و خط شقایق دروغ بود
افسانه بود وقتی مهر تو بر دل نشست
آن لحظه ها ، تمام دقایق دروغ بود
حالا عبور می کنم از هر چه بود و هست
از هر چه چشم های مرا بر دل تو بست
قلبت ولی برای دلم تنگ میشود
صدها دریغ ، قلب من از سنگ می شود
شاید به سنگ بودن خود شرم می کنم
از تنگ بودن قلب خود شرم می کنم
خاتون روزهای قدیمی مرا ببخش
بعد از تو باز خاطره تکرار می شود
مثل طناب بر تن من دار می شود
یادش بخیر عشق تو تنها امید بود
دیگر گذشت ، عشق تو انکار می شود
مردی که رفت پیش خودش کم کسی نبود
چشمی که سوخت قاعدتا تار می شود
وقتی که رفت ، چشم تو بیدار می شود
تو باشی میشه دنیا رو عوض کرد تو باشی میشه دریا رو طبس کرد
تو باشی میشه دریا رو به شن دوخت تو باشی میشه سرما رو فلک کرد
تو باشی میشه کودک شد و خندید میشه از آسمون ستاره رو چید
تو باشی میشه آدم شد و فهمید که حوا رو به آوا میشه بخشید
تو باشی میشه دنیا رو عوض کرد به جای گل رز، نرگس و سر کرد
تو باشی میشه پاییز و پرستید تو هفتاد و دو روزش زد و رقصید
تو باشی میشه خورشید در آغوش میشه عشق من و تو پیش آغوش
تو باشی میشه پایان یه دوری نباشی ، فووت ، مرگ شمع خاموش

دلم گرفته
دوباره هوای تو رو داره
چشمای خیسم
واسه ی دیدنت بیقراره
این راه دور هم
خبر از دل من که نداره ...
آروم ندارم
یه نشونه میخوام واسه قلبم
جز این نشونه
واسه چیزی دخیل نمیبندم
این دل تنهام
دوباره هوای تو رو داره ...
سلام !
یه مدت بود ماهی 1-2 تا پست اونم زوری از روی دلتنگی میذاشتم ! (دروغ نگم ! اگه همونا رو هم نمیذاشتم دیگه دلم میترکید)
ولی این سری میخوام برگردم به روزای اوج ! تعداد پست ها رو ببرم بالا !
این ماه یه کار عجیب دیگه هم از من سر زده ! به احتمال بسیار زیاد ! شاگرد اول میشم تو دانشگاه !
والا من نمیدونم چه حسابی بوده که استاد ما اومده نمره من رو (که به زور میشدم 10-12) داده 19.75 ! نکته جالب اینه که تمام استادا (به جز زبان که یه 3 نمره کمتر داده )! یه 3-4 نمره به من ارفاق کردن !
ما که فلسفه کارشون و نفهمیدیم !
شاید وصف معدل - 0 - ترم قبل منو شنیدن و دلشون به رحم اومده ! شایدم از امدادهای غیبی بوده ! والا ما که توش موندیم ...
شبی یه پست دیگه هم (از اون غمناکا ) خواهم گذاشت که دلم وا بشه ...
خوش باشیــــــــــــد
یوخده اونورتر از نصفه شب - کلاغ سپیــد
اول از همه برایت آرزومندم که عاشق شوی،
و اگر هستی، کسی هم به تو عشق بورزد،
و اگر اینگونه نیست، تنهائیت کوتاه باشد،
و پس از تنهائیت، نفرت از کسی نیابی.
آرزومندم که اینگونه پیش نیاید، اما اگر پیش آمد،
بدانی چگونه به دور از ناامیدی زندگی کنی.
برایت همچنان آرزو دارم دوستانی داشته باشی،
از جمله دوستان بد و ناپایدار،
برخی نادوست، و برخی دوستدار
که دست کم یکی در میانشان
بی تردید مورد اعتمادت باشد.
و چون زندگی بدین گونه است،
برایت آرزومندم که دشمن نیز داشته باشی،
نه کم و نه زیاد، درست به اندازه،
تا گاهی باورهایت را مورد پرسش قرار دهد،
که دست کم یکی از آنها اعتراضش به حق باشد،
تا که زیاده به خودت غرّه نشوی.
و نیز آرزومندم مفیدِ فایده باشی
نه خیلی غیرضروری،
تا در لحظات سخت
وقتی دیگر چیزی باقی نمانده است
همین مفید بودن کافی باشد تا تو را سرِ پا نگهدارد.
همچنین، برایت آرزومندم صبور باشی
نه با کسانی که اشتباهات کوچک میکنند
چون این کارِ ساده ای است،
بلکه با کسانی که اشتباهات بزرگ و جبران ناپذیر میکنند
و با کاربردِ درست صبوری ات برای دیگران نمونه شوی.
و امیدوام اگر جوان كه هستی
خیلی به تعجیل، رسیده نشوی
و اگر رسیده ای، به جوان نمائی اصرار نورزی
و اگر پیری، تسلیم ناامیدی نشوی
چرا که هر سنّی خوشی و ناخوشی خودش را دارد
و لازم است بگذاریم در ما جریان یابند.
امیدوارم حیوانی را نوازش کنی
به پرنده ای دانه بدهی، و به آواز یک سَهره گوش کنی
وقتی که آوای سحرگاهیش را سر می دهد.
چرا که به این طریق
احساس زیبائی خواهی یافت، به رایگان.
امیدوارم که دانه ای هم بر خاک بفشانی
هرچند خُرد بوده باشد
و با روئیدنش همراه شوی
تا دریابی چقدر زندگی در یک درخت وجود دارد..
بعلاوه، آرزومندم پول داشته باشی
زیرا در عمل به آن نیازمندی
و برای اینکه سالی یک بار
پولت را جلو رویت بگذاری و بگوئی: این مالِ من است.
فقط برای اینکه روشن کنی کدامتان اربابِ دیگری است!
و در پایان، اگر مرد باشی، آرزومندم زن خوبی داشته باشی
و اگر زنی، شوهر خوبی داشته باشی
که اگر فردا خسته باشید، یا پس فردا شادمان
باز هم از عشق حرف برانید تا از نو بیاغازید.
اگر همه ی اینها که گفتم فراهم شد
دیگر چیزی ندارم برایت آرزو کنم
ویكتور هوگو
سلام بر مهدی (عج) و سلام بر جد بزرگوارش حسین (ع)
اینک قریب چهل روز از غروب غم فزای شهادت شقایقها میگذرد؛ و اینک از صدای نحص شلاق خزان بر پیكر آلالهها، اربعینی میگذرد و اسارت، سیلی، غربت، فریاد و بیدارگری سهم حاملان پیغام قاصدک های عترت و عظمت شد.
از آن روز تا امروز چهل روز در سوگ ابرمردی نشستیم كه حیات اسلام مدیون رگهای پاره پاره اوست. قصه سر و نیزه، قصه لبهای خونین و قرآن، قصه سیلی و صورت گلگون كودک غمگین و تمام حقیقت هایی كه هر سال از پرده چشمان ما می گذرد را شنیده ایم...
در زیارت اربعین پیرامون فلسفه آن آمده است: و بذل مهجته فیک لیستنقذ عبادک عن الجهاله و حیرهالظلاله: حسین علیه السلام خون قلبش را به آستان الهی هدیه داد تا بندگان را از ظلمت جهل و نادانی و حیرت گمراهی رهایی بخشد.
شیعه همیشه و در تمامى روزهاى سوگوارى حضرت سیدالشهداء علیه السلام و از آن جمله روز اربعین آن حضرت، در زیارت و اقامه ماتم و عزادارى كوتاهى نكرده و از اینجاست كه امام حسن عسكرى علیهالسلام زیارت اربعین را از علایم ایمان شمرده است.
آرى، تنها زیارت اربعین سیدالشهداء علیه السلام است كه مؤمن خالص را از دیگران تمیز مىدهد، و دوستان اهل بیت علیهم السلام را از غیر آنان جدا مى كند. و مؤمن واقعى كسى است كه نگذارد آثار نهضت حسین علیه السلام فراموش شود و در قدردانى و شركت در هدف آن حضرت كوتاهى نورزد.
پیروان و دوستان امام حسین علیه السلام امیدوارند تا از این طریق مشمول این حدیث نبوى شوند كه جابر بن عبدالله انصارى - از صحابه رسول خداصلى الله علیه و آله و سلم و نخستین زائر قبر حضرت اباعبدالله در اولین اربعین سیدالشهداء روایت كرده است: «كسى كه قومى را دوست دارد با آنها محشور مى شود و كسى كه عمل قومى را دوست دارد با ایشان شریک مىباشد».
((برگرفته از آفتاب نیوز))
یحتمل با دیدن موضوع یه خورده متعجب شدید !!! شایدم نه 
به هرحال! موضوع هیچ ربطی به مطلب نداره ! الان دارم شلغم میخورم !!! به همین خاطر گفتم سلام بر شلغم !
به قول ژاپنی ها : ایتّاداکّیماس !!!! (همون بسم ا... قبل از غذا خوردن ما مسلمونا !)
بله ! بعد از 4 سال متوالی دوری از میادین آموزشی و تحصیلی ! (و البته !!! یک ترم گرفتن معدل -صفر- ) بالاخره چشمان بر جمال برگه مبارکه امتحان روشن شد ! و الحمدالله که این چشم روشی زود !و به خوبی تموم شد (انشاالله ! هنوز که نمره ها رو ندادن !!!
)
فعلا بیکاریم !و در کف یه سریال که قسمت جدیدش بیاد بفمیم چی میشه این داستان کوفتی !
انگار امروز روز شکمه
هی تجهیزات خوراکی از آسمون و زمین میباره !!! (بفرمایید آش گندم !)
بهله ! فرمایش مینمودیم ... از دوستان ! اگر کسی کمکی چیزی داره اعلام کنه ! ما آماده ی دریافت انواع کمک های شما هستیم !!! (نقدی ، غیر نقدی ، (فیلم و سریال جدید دارید بدفرم نیازمندیم !)
ما که فعلا خوبیم ! شما هم خوب باشید ...
و من الله التوفیق ...
یه مدته اصلا حالم گرفته نیست ! از من بسیار بعیده !!! حس خیلی خوبی دارم ... همچنان فقط خودمم و تنهاییم . ولی عجیب حالم خوشه ! نمیدونم مشکل کارم چیه ... از افسردگی میام بیرونم بی جای اینکه خوشحال باشم حس و حال غریبی دارم
هیچ وقت تا حالا اینجور حسی نداشتم ؛ به نظر میاد مخزن این دل صاب مرده سوراخ شده هرچی غم و غصه توش بوده ریخته بیرون ... من که دیرزمانیست در غم و اندوه بودم حالا احساس کمبود میکنم ! به نظرم میاد یه چیزیم کمه !!!
الحمدالله .
پسفردا این امتحانای بی پدر مادر هم تموم میشن و خیال ما راحت ... هوس مسافرت به سرم زده ! ولی نمیدونم کجا برم ! ( البته با جیب خالی فکر کنم تا سر کوچمون هم به زور بتونم برم ...)
فکر کنم باس اسم وبلاگ رو عوض کنم بذارم دفتر خاطرات یه انسان خوددرگیر و خل و چل !!!!
هنوز سر شبه ! : کلاغ سفید