تبلیغات
... یه دنیا دلم گرفته - ولنتاین ...
منوی كاربری

این وبلاگ را صفحه خانگی خود كن ! به مدیر وبلاگ ایمیل بزنید ! این وبلاگ را به لیست علاقه مندی های خود اضافه كنید !

پیغام مدیر : قارقار کلاغ رو دوست دارم ! چون با تمام اعصاب خوردی که میاره آدم رو از خواب بیدار می کنه ! بهتر از هر خروسی ...

صفحات وبلاگ
لوگوی من
لینك به ما

لوگوی دوستان

لینكستان
ساعت

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

ولنتاین ... | حرف دل ,

من عزیزترین ، با ارزش ترین دارایی ام را جایی درون قلبم برای تو پنهان کرده ام ... جایی که تنها و تنها لایق ارزشمند ترین چیزهاست ... جایی که دست هیچ کس به آنجا نخواهد رسید ... جایی که نه باد ، نه باران و نه طوفان ؛ هیچ گزندی به آن نخواد زد ... از داراییم با تمام قلبم حراست خواهم کرد ... آنچه ماندنیست خواهد ماند ... و آنچه رفتنی ست پایدار نخواهد ماند ....

تنها برای لحظه ای کوتاه ، دلم لرزید ...  به کوتاهی تمامی خوابهایی که دیدم و نیمه رهایم کردند ... کوتاه ...از میان چشم های سردم  ... چیزی به زلالی وجودت ... آهسته آهسته روان می شود ... سکوتی بی کلام ...

برایت همچون عابری بودم ... عابری که هرروز کوچه های خلوت دلش را... پای پیاده ... به امید پیدا کردنت قدم میزد ...

عابری که غریبه نبود ... عابری که رفت ... رفت برای آن که رفتن تمام داراییش بود ... برای آن که باید می رفت ودیگر ملالی نیست ...

 غریب ... غریبه ... ! مسافر ..!. مرا سفر به کجا می برد ؟ کجا نشان قدم نا تمام خواهد ماند ... کجاست جای رسیدن ...؟ سرمنزل وصال کجاست ... ؟

نمیدونم چرا آخرش اینجوری تموم شد ! اصلا دلم نمیخواست اینجوری بنویسم ! دستام خودش تایپ کرد ! یه یه ساعتی میشه که متن بلا رو تموم کردم و اشک توی چشمام حلقه زده !

دلم میخواد گریه کنم ولی نمیشه ... توی خونمون همه روز سختی داشتن و زود خوابشون برده ... فقط من بیدارم و داداش کوچیکم که نشسته یه گوشه داره مشق می نویسه ...


تاریخ آشنایی ما را بهم زدند

تقویم روی میز تو با من قریب شد

یه مدت بود تو این باغا نبودم ... بازم دلم هوایی شد ... قلبم معلوم نیست چش شده ! هی تند میزنه باز آروم میشه ! فکر کنم باز این میترال قلبم قاطی کرده ! یه اکو و یه ماه قرص خوردن ، باز ازسر

چی میشد به این زودی ولنتاین نمیشد ؟ تازه داشتم آروم میشدم ...  بازم حالم خراب شد ااااااااااااااه

یه بار هم نشد دل صاب مرده یه هفته دووم بیاره ... یا یه خاطره ! یا یه نگاه آشنا همه افکارم و باز خط خطی میکنه کی میشه وایسه هم من از دستش خلاص بشم ، هم عالمی از من ...

نوشته شده توسط کلاغ سفید در سه شنبه 20 بهمن 1388 و ساعت 10:07 ب.ظ موضوع مطلب :‌ حرف دل ,

لینك ثابت | نظرات()