تبلیغات
... یه دنیا دلم گرفته - چرت و پرت های ناشی از بیخوابی ...
منوی كاربری

این وبلاگ را صفحه خانگی خود كن ! به مدیر وبلاگ ایمیل بزنید ! این وبلاگ را به لیست علاقه مندی های خود اضافه كنید !

پیغام مدیر : قارقار کلاغ رو دوست دارم ! چون با تمام اعصاب خوردی که میاره آدم رو از خواب بیدار می کنه ! بهتر از هر خروسی ...

صفحات وبلاگ
لوگوی من
لینك به ما

لوگوی دوستان

لینكستان
ساعت

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

چرت و پرت های ناشی از بیخوابی ... | حرف دل ,

کاملا احساس درهم شکستگی می کنم

درد های قدیمی باز اومدن سراغم , این قلب تیکه پاره باز شروع کرده به ریپ زدن ! فکر کنم بازم یک ماهی گرفتارم کنه

روزی 5- 6 ساعت میخوابم , 4 صبح تا 6 و 7 - 5 عصر تا 7 و 8 شب ! به شدت دچار کمبودم ! از هر لحاظی که فکرشو بتونی بکنی

از خماری دست و پاهام درد گرفته , 3 روزه جورابم رو از پام در نیاوردم - فکر کنم بوی لاش مرده گرفته تا الان - حس می کنم اگه درشون بیارم پاهام احساس غربت می کنه

یه زمانی وقتی از همه دنیا سیر میشدم میومدم می نشستم پشت کامپیوتر ! به صفحه ی مانیتور که نگاه میکردم انگار 2 نخ بنگ دود کرده باشم , چِت میکردم و واسه خودم های های میخندیدم بعضی وقتا ...

اگه یه ایمیلی , کامنتی , چیزی هم از یه آشنا تو نت واسم اومده بود که به کل اوردوز میکردم و میرفتم فضا !

الان کاملا هنگ اور کردم ... هیچی نمیفهم

انگار اینقدر کله ام داغه که تخم مرغ روش بشکونی نیمرو میشه ! اینقدر رفتم بالا که از چشمامم داره میزنه بیرون

حس خیلی باحالیه ولی هیچی نمیفهمی

بازم سلین دیوون ! به قول مرتضی بهمنی خیلی لامصبه ! یه پا خداست ... روحت و صیقل میده با صداش ! انگار میخوای آخرین چیزی که تو دنیا میشنوی همین باشه

الان مغزم در حال انفجاره , هیچی نخوردم ! ولی حس میکنم مسته مستم ... امروز بالای 1000 بار پنل وبلاگ رو رفرش کردم

هیچی و هیچ کس ! دریغ از یه فحش ...

 

خوابم نمیبره , حتی خواب هم از دستم خسته شده و فراری ! کاش آرامش داشتم

 

با چراغی همه جا گشتم وگشتم در شهر

هیچ کس , هیچ کس اینجا به تو مانند نشد

هر کسی در دل من جای خودش را دارد

جانشین تو در این سینه خداوند نشد ...

 

اونایی که فکر می کنن فراموشی مرضه و باید برن دنبال درمان و از این خزعولات سخت در اشتباهن ... فراموشی نعمته ! عجیب نعمتی هم هست ...از اونایی که بالایی به ما نداده ... یحتمل رفتیم قاطی مغضوبین ... شایدم ظـــــــــــالــــــــــــــین ...


حتی حوصله رفرش کردن رو هم دیگه ندارم ! حتی فیس بوک هم هیچ چی جدید نداره ... چقدر دنیا مزخرف شده ! زندگیه داریم ؟؟؟

به قول سروش " من بزرگ شده ی نسلی هستم که مهمترین حرف های زندگی اش را نگفت، تایپ کرد!!!! "

بازم خدارو شکر که پی سی و یه بلاگ فکستنی داریم که دردامون رو بریزیم توش ... والا فاتحه ...

دلم داسه رفیقام تنگ شده , یه زمونی واقعا باهاشون زندگانی داشتم ...

هر یک از ما را به سویی برد باد ! دوستی های سپید و ساده مان , محو شد در دستهایت ای زمان ....

هعی ......

یکی رفت خدمت , یکی گور به گور شد کانادا , یکی 2تاشون رفتن اون دنیا , مابقی هم پخش و پلا توی گرفتاری زمونه

این وسط من موندم و تنهاییام ... 

چیزهای ساده کم کم داره واسم سخت میشه , جیزهایی مثل زندگی ...

عمرا 5 سال پیش همچین تصوری از 5 سال بعدم میکردم , شاید زیادی به خودم امیدوار بودم ! شایدم زیادی بلند پرواز بودم ...

فعلا که زندگی بدفرم داره واسه ما میزنه ... باس صبر کنم ببینم من کم میارم یا اون ....

نوشته شده توسط کلاغ سفید در یکشنبه 10 بهمن 1389 و ساعت 04:07 ق.ظ موضوع مطلب :‌ حرف دل ,

لینك ثابت | نظرات()