منوی كاربری

این وبلاگ را صفحه خانگی خود كن ! به مدیر وبلاگ ایمیل بزنید ! این وبلاگ را به لیست علاقه مندی های خود اضافه كنید !

پیغام مدیر : قارقار کلاغ رو دوست دارم ! چون با تمام اعصاب خوردی که میاره آدم رو از خواب بیدار می کنه ! بهتر از هر خروسی ...

صفحات وبلاگ
لوگوی من
لینك به ما

لوگوی دوستان

لینكستان
ساعت

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

هنوز زنده ام ! البته فکر می کنم ... | دلم تنگه ... ,

سلام

در ابتدا از همه دوستان عزیزی که تو این چند وقته احوال پرسون من بودن خیلی خیلی خیلی سپاس گذارم !

ثانیا جای همتون خالی ! مشهد اینقدر خوش گذشت که نگووووووو ( مگ میشه پیش آقا بد بگذره ؟)

ثالثا ! خداوند متعال انشاالله دمار از روزگار این شرکت فناوا درآره !که پدر ما رو درآورد بابت این اینترنت ...

********

چند روزیه که دلم گرفته ... سال داره تموم میشه و ما هنوز سرجای اولمونیم ! البت فکر کنم یه هفت هشت قدمی پس رفت کردیم به جای پیش رفت ...

نمیدونم چی بگم ...

چند سالیه سال نو صفای قدیما رو نداره ...امسالم فکر کنم توی ماشین باشم موقع تحویل سال !!! یکی از دوستان پیشنهاد داده فردا بکوبیم بریم شمال ، شاید سرسبزی اونجا یوخده دلم و وا کنه

فکر کنم الان که دارم این مطلب و میذارم یه چهل و چهار پنج ساعتیه که خوابم نبرده ! عجیب خوابم نمیاد ... بیخوابی زده به کلم در حد بینل !!!

نمیدونم واسه کمبود نیکوتین ِ یا زیادیش ... جالبه که نه قهوه میخورم نه چایی ! ولی خیلی کم خواب شدم ! اگه کافیین بهم برسه که فکر کنم تا صبح قیامت یه لنگه پا وایسم !

زدم تو جاده خاکی ... برگردم تو بزرگ راه

از بیکاری بیزارم ، ولی حس هیچ کاری رو هم ندارم

کجایید روزای خوش گذشته ؟ کجایید ؟؟؟

نوشته شده توسط کلاغ سفید در پنجشنبه 27 اسفند 1388 و ساعت 02:38 ب.ظ موضوع مطلب :‌ دلم تنگه ... ,

لینك ثابت | نظرات()

come back ... | حرف دل ,

سلام

خوبید ؟ الحمدالله ! ما هم بد نیستیم ! (از دوستانی که جویای احوالات مشوش ما هستن بسیار تشکر !)

یه چند روزی نبودم ! البته از اون مدلیا ! به قول شاعر : من در مبان جمع دلم جای دیگر است ... ! حال و حوصله خودم رو نداشتم در ضمن شارژ اینترنتم هم ته کشیده بود ! (الانم قاچاقی On شدم !)

پنجشنبه یکی از دوستام بهم زنگ زد و گفت میای بریم مشهد ؟ یه دفعه انگار که 2 تا چشم بینا داده باشن به یه کور !!!! اینقدر خوشحال شدم که نگو ... ولی یه دفعه ضد حال خوردم ! مسافرت ما فرت میافتاد توی گرفتاری ما ....

تا امروز گرفتاری ما چند روز افتاد عقب ! جای همتون خالی شنبه دارم میرم زیارت امام رضا ! یه چند روزی همچین تپل صفا !!!!

دلم لک زده واسه آقا . یه کوله بار درد و دل دارم که باس بهش بگم ... شاید یخورده سبک بشم ...

واسه همتون دعا میکنم !

اولای نصفه شب - کلاغ سپید

نوشته شده توسط کلاغ سفید در یکشنبه 2 اسفند 1388 و ساعت 12:21 ق.ظ موضوع مطلب :‌ حرف دل ,

لینك ثابت | نظرات()