تبلیغات
... یه دنیا دلم گرفته - مطالب فروردین 1389
منوی كاربری

این وبلاگ را صفحه خانگی خود كن ! به مدیر وبلاگ ایمیل بزنید ! این وبلاگ را به لیست علاقه مندی های خود اضافه كنید !

پیغام مدیر : قارقار کلاغ رو دوست دارم ! چون با تمام اعصاب خوردی که میاره آدم رو از خواب بیدار می کنه ! بهتر از هر خروسی ...

صفحات وبلاگ
لوگوی من
لینك به ما

لوگوی دوستان

لینكستان
ساعت

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

ملالی نیست ، جز دوری خویشتن ... | حرف دل ,

یه شعر هست که وقتی به یادش میارم  یه لبخند همراه با یه اندوه به سراغم میاد :

آن خدایی که بزرگش خواندی ، به خدا مثل تو تنهاست بخند ...

از یه طرف یادمه بزرگی و رحمتش میوفته که قربونش برم حد نداره ... از یه طرف تنهایی خودم یادم میاد و از یه طرف یه سوال تو ذهنم ایجاد میشه ! ؟؟؟ واسه چی خدا باید تنها باشه ؟

نمیدونم شاعر مشکل فنی داشته ، یا شعرش ... ویا ما آدما ؟

ما که تو کار خودمون موندیم ... فکر کنم سوالای بیخودی واسه خودم ایجاد نکنم بهتر باشه ...

ماه فروردینم داره تموم میشه ! چقدر زود دیر میشود ...

یه ماه از سال 89 گذشت ، مثل برق و باد ... نفهمیدیم کی سال نو شد و کی گذشت ...

مدتیه به هیچی اهمیت نمیدم ، مخصوصا به آینده ... فکر کنم کمتر کسی مثل من باشه که تا این حد آیندش اینقدر واسش بی ارزش جلوه کنه ... اکثر مردم دارن واسه آیندشون تلاش میکنن ... هر روز از خروس خون تا بوق سگ میدون اینور اونور و به این در اون در میزنن که یه تحولی به زندگیشون بدن ! این شده هدفشون ...

من که تقریبا تمام اهدافم ترکیده ~‌!!!!~  دارم به پوچی میرسم ! بازم خوبه هنوز بعضی وقتا یه نگاهی به آسمون داریـــم ... و الا فکر کنم تا الان اوسا کریم باید نامه عدم موجودیتمون و به محضر جناب اعزائیل تقدیم میکرد ...

چمیدونم والا ، ما داریم دور خودمون میپیچیم یا اوسا کریم ما رو با فرفره اشتباه رفته ؟ خدا آخر عاقبتمون و به خیر کنه با این جفنگیاتمون ...

 

1:24 دقیقه صبح - همون کلاغه ...

نوشته شده توسط کلاغ سفید در دوشنبه 30 فروردین 1389 و ساعت 01:24 ق.ظ موضوع مطلب :‌ حرف دل ,

لینك ثابت | نظرات()

مقصر دل ماست ... | بدون شرح ,

وحشت از عشق که نه ؛ ترس ما فاصله هاست


وحشت از غصه که نه ؛ ترس ما خاتمه هاست

 
ترس بیهوده نداریم ؛ صحبت از خاطره هاست

 
صحبت از کشتن ناخواسته ی عاطفه هاست

 
کوله باریست پر از هیچ که بر شانه ی ماست


گله از دست کسی نیست ، مقصر دل دیوانه ی ماست

 

نوشته شده توسط کلاغ سفید در چهارشنبه 18 فروردین 1389 و ساعت 06:32 ب.ظ موضوع مطلب :‌ بدون شرح ,

لینك ثابت | نظرات()

چقدر زود دیر می شود .... | بدون شرح ,

سلام

خوبید ؟ الحمدالله

الان دقیقا 2 ساله که وبلاگ رو تغییر ماهیت دادم ... سالگردش مبارک ....

مثلا دیروز دوشنبه بود ! ولی از غروبای جمعه هم دلگیرتر بود ...

2ساله دارم درد دلام و میریزم تو این بلاگ ! خداییش خوب دووم آورده ... از همه دوستان بامرامی که با کامنتاشون منو خوشحال کردن خیلی ممنون ! انشاالله هرچی از خدا میخوان بهشون بده ، منم پشت بندش واسشون دعا میکنم ...

سرزنده و پیروز باشید ، و من الله التوفیق ....

پ.ن : از مسولان تقاضا دارم این ساعت میهن بلاگ رو درست کنن !

1دقیقه بامداد 17 روز  فروردین - کلاغ سفید

نوشته شده توسط کلاغ سفید در سه شنبه 17 فروردین 1389 و ساعت 12:00 ق.ظ موضوع مطلب :‌ بدون شرح ,

لینك ثابت | نظرات()

ای روزگار ... | حرف دل ,

روزگاریست که در کنج دلم حرف کسی جا مانده است

 

روزگاریست که در خاطره ام همنفسی جا مانده است

 

روزگاریست که از دل خبری نیست که نیست

 

 روزگاریست که در چشم ترم شکل کسی جا مانده است

نوشته شده توسط کلاغ سفید در یکشنبه 15 فروردین 1389 و ساعت 10:26 ب.ظ موضوع مطلب :‌ حرف دل ,

لینك ثابت | نظرات()

دل تنگم چرا سنگ است ؟؟؟؟ | دلم تنگه ... ,

سلام

خوبید ؟ ما که چند وقتیه نیستیم ! ( نه خودمون ، نه حالمون !) انشاالله شما بهتر باشید ...

شبی نمیدونم چی بگم ! از سر شب زدم بیرون تا آخرای شب توی پارک نشسته بودم و فکر میکردم ! میگن 1 ساعتش به از 70 سال عبادته ! ولی فکر کنم خدا واسه این افکار مزخرفم یه 70 سال مجازاتم کنه !!!! (البته باتوجه به عقایدی که بنده درباره پروردگار باری تعالی دارم !!! از این خبرا نیست ...)

جدا از این چرت و پرتا ! شبی عروسی دعوت بودم ! عروسی کسی که یه زمونی خیلی خاطرشو میخواستم ؛ کسی که خیلی رفاقتا باهاش کردیم ... کسی که وقتی پدرش فوت کرد از شدت ناراحتی یه ماه لبخند رو لبم نیومد .... کسی که بهترین دوران تحصیلم و باهاش بودم ...

ولی نرفتم !

نمیدونم چرا ! از یه طرف خیلی دلم میخواست ببینمش (یه یه سالیه ندیدمش) واسش خیلی خوشحال بودم ، از یه طرف هم ناراحت ...

چون دیگه اون رفیق شفیق ما ، اون رفیق دوران گذشته نبود ... چند سالیه کاملا عوض شده ... شده یکی دیگه ، عقایدش ؛ رفتارش ، حرفاش ، منشش ... همه چیزش عوش شده

خوب و بدش گردن خودش ! انشالله خوش بخت باشی علیرضا جان ....

بهله ...

شبی شوهر عمه رفیقمون هم به رحمت خدا رفت ! انشاالله خدا اون رو هم بیامرزه ... این وستا یه بوق هم واسه ما بزنه ما قبول داریم ....

به سلامتی تعلیلات عید هم داره تموم میشه و باز باس بریم دونبال مشق و درس ( که از محالاته !!!)

فکر کنم امسال تغییرات عمده ای در روند زندگی ( زندگی که نمیشه گفت ! زنده مانی !!!) ــیم به وجود بیاد ...

خدا رو چه دیدی ...

یکی بگه ساعت چنده !!! - کلاغ سفید 

 

نوشته شده توسط کلاغ سفید در پنجشنبه 12 فروردین 1389 و ساعت 02:58 ق.ظ موضوع مطلب :‌ دلم تنگه ... ,

لینك ثابت | نظرات()

نیستی ... |

 

نیستی ، حالم خرابــه

تو رو بـــا یکی دیـگــه دیــــدم

داغــــــون شدم ، مُردم

ولی بــاز ، تو رو بخشیــــدم

نیستی ، دلشوره دارم

میبینم تورو تو چشمام

این تقدیر بی رحمه با قلبم

عشق من ، نرو نذار تنهام  ...

نیستی حال من خرابه

نیستی دستام سردِ سرد

چشمام تورو با اون دیــدو دلم ، باور نکرد ...

نیستی و هوای این گریه

داره بغضم و میشکنه

من مُردم و دستهای تو ، قاتله منه ...

******

شبی دلم گرفته ! آسمونم دلش گرفته ! تو گلوش یه بغض گنده جمع شده ؛ فکر کنم شبی اونم مثل من اشکش در بیاد ...

 

نوشته شده توسط کلاغ سفید در یکشنبه 1 فروردین 1389 و ساعت 11:04 ب.ظ موضوع مطلب :‌

لینك ثابت | نظرات()

اولین روز سال ... | حرف دل ,

سلام

سالی که نکوست از بهارش پیداست ...

عجب بهاری ! همه یک صدا بگید به به ! ( به سبک مسعود شصتچی !‌)

به قول یارو گفتی :"خدا را شاکرم که " ؛ توی الحمدالله ـش که شکی نیست ! چه روز خوبش چه روز بدش به اوس کریم گفتیم دست مریضات ! بازم با همه ی ناخوشی ها میگیم الهی ! بازم کرمت و شکر

با اینکه ازت دل خورم ، با اینکه ما رو یادت رفته ، با اینکه ما  بی معرفتیم و سراغت نمیایم ، با اینکه همش تقصیر خودمونه ، با اینکه دل خوریمون بیجاست ؛ ولی بازم دمت گرم ! هیچ جا لنگمون نذاشتی ، هرجا هم لنگیدیم اشکال از خودمون بود ، خودمون رفتیم تو سنگلاخ

بهله !

راستی یادم رفت ! عیدتونم مبارک باشه ! 100 سال بــــه از این سالها (در حاشیه عیدی ما فراموش نشود ! )

امسال که فکر نکنم همچین سال مالی باشه ! از استارتش که داره واسه ما ریپ میزنه ! حالا کی موتور بسوزونه دیگه الله و اعلم ( با توجه به قضا و قدر " والبته دل مادران گرامیمان که سازشان با ما ناکوک بود !!! شمالمان فرت .......)

مار با ببر و پلنگ سازش نداره !

واسه ما که برگا همه پایینه ! انشاالله همتون آس بیارید ...

و من الله التوفیق ...

دم دمای صبح - کلاغ سفیــــــد 

نوشته شده توسط کلاغ سفید در یکشنبه 1 فروردین 1389 و ساعت 03:57 ق.ظ موضوع مطلب :‌ حرف دل ,

لینك ثابت | نظرات()