منوی كاربری

این وبلاگ را صفحه خانگی خود كن ! به مدیر وبلاگ ایمیل بزنید ! این وبلاگ را به لیست علاقه مندی های خود اضافه كنید !

پیغام مدیر : قارقار کلاغ رو دوست دارم ! چون با تمام اعصاب خوردی که میاره آدم رو از خواب بیدار می کنه ! بهتر از هر خروسی ...

صفحات وبلاگ
لوگوی من
لینك به ما

لوگوی دوستان

لینكستان
ساعت

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

دلم پر از غصه است .... | حرف دل ,

هنوز پرم از غصه اینم که خودم نیستم ...
خود گذشته هام ! میگن تا یه چیزی و از دست ندی قدرش و نمیدونی ... !!؟ من که قدرش و میدونستم ؛ همه زندگیم بود ؛ روحم بود , وجودم بود , اگه خدایی بالا سرم نبود اونو میپرستیـــدم ....
چی شد که اینجوری شد ؟؟؟ با اینکه عاشق بارونم , با اینکه رحمته ! ولی لعنت به بارون که بین ما جدایی انداخت ......
خدایا ! ما که بیخیال تو نشده بودیـــــم ! روزی 1000 بارم بهت دمت گرم میگفتیم ! آخه اوستا کریم ! بالای ما رو کشیدی که کفتر جلدت بشیم ؟؟؟؟ نمیدونی کلاغ اینجوری جلد نمیشه ؟؟؟ آخه مخلصتم ! خودت آفریدی تو که همه ی چم و خمشو بلدی ! یه ندا میدادی یه دو دوور بیشتر دورت میگشتیم ! ما رو انداختی به جون خودمون که چی ؟
مثلا امتحانمون کنی ؟ یا مثلا . چی ؟ خوبه خودت "اقرب من حبل ورید" ی ! بهتر از اون دوتا که دوطرف شونه هام نشستن میتونی قضاوت کنی !
چی خطایی کردم ؟ چه گناهی مرتکب شدم ؟ غیر از این بود که پیشونی به خاکت میساییدم ؟ غیر از این بود که صدای اقامه هام گوش محله و نوازش میداد ؟ غیر از بود به خاطرش آزارم به مورچه ها هم نمیرسید ؟ غیر از این بود ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

چرا اینجوری به سر ما میاری خداجون ؟ مگه بنده ت رو دوست نداری ؟ مگه چی میشه چیزی و که ما میخوایم و واسمون محیا کنی یه مهر تایید هم بزنی پشتش که جایی گیر نکنه کارمون ؟ مگه چی میشه این همه غصه و غم به دل ما ندی ؟

******

دیشب یکی از رفیقامم حالش خرابه خراب بود ... میگفت اینقدر داغونم که میخوام بذارم از ایران برم شاید بهتر بشم ! حالا ببین کی نشسته نصیحتش میکنه ! من !!!!!

یکی بیاد به من بگه تو که لالایی بلدی چرا خوابت نمیبره ؟ زنبور بی عسل شدی که چی ؟ تو که مزه درد و غم و چشیدی چرا درک نمیکنی رفیقتو ؟؟؟؟

بعد دو سات حرف زدن آخرش جمله ای که یه روانشناس بهم گفته بود بهش گفتم : " این افکار پوسیده رو از ذهنت بریز بیرون ..." .

اما بعدش پشیمون شدم که چرا اینطور حرفی بهش زدم ! میخواستم بهش بگم هرچی تو این 2 ساعته بهت گفتم جفنگ بوده ! همش و فراموش کن ! یکی باید بیاد خودمو نصیحت کنه ! منو چه به مشاوره !!!!!!!!!

اما هیچی نگفتم اعصابم خورد شد پست زدن و نیمه کاره ول کردم گرفتم خوابیدم ! از سر صبح نشستم ادامه پست و کامل کنم ولی دستو دلم به نوشتن نمیومد  ...

هنوزم قاطی پاطی ام ... نمیدونم چرا ! گاهی وقتا ساعتها با خودم فکر میکنم شاید مسیر و از اول غلط رفتم ؟!! شاید کلا زندگی من اشتباه بوده ؟؟؟ ولی بعدش به نتیجه ای نمیرسم برمیگردم سر خونه اول ! خدا دلش با ما نبود که ...

اهههههههههههههههههههههه

همش میکشم تو جاده خاکی ... اصلا بسه هرچی نوشتم !

 

وسط روز - کلاغ سفیـــد

نوشته شده توسط کلاغ سفید در یکشنبه 30 خرداد 1389 و ساعت 12:11 ب.ظ موضوع مطلب :‌ حرف دل ,

لینك ثابت | نظرات()

تا حالا شده بخوای بمیری ؟ | دلم تنگه ... ,

شبی خیلی داغونم

خیلی ......................................................

یه نفر یه حرفی بهم زد که درست آخرین کلمات یه نفر دیگه بود ... وقتی شندیم دقیقا مثل اینکه داره خاطرات جلوی روم بازسازی میشه ...

واسه چند ثانیه پشت تلفن خشکم زد . گلوم قفل کرده بود ! حتی نفسم هم بیرون نمیومد ... وقتی صدای بوق تلفن رو شنیدم به خودم اومدم

اینقدر حالم خراب شد که فقط و فقط اون لحظه آرزوی مرگ میکردم ...

نمیدونم چرا و واسه چی داره اینهمه بلا به سرم میاد ! چه ظلمی در حق کسی کردم که آه ـش داره یخه ام و میگیره هنوز نفهمیدم !!!!

خداجون ! امشب لیله الرغابه ! شب آروزهاست ! میگن امشب هرکی هرچی ازت بخواد بهش میدی ! خودت خوب میدونی چی ازت میخوام ...

تو رو به بزرگی و جلالت قسم ما رو هم دریاب ... فقط یه گوشه چشم ! نگاه خیره نخواستیـــم ....

 

پ.ن : یکی بهم گفت واسه چی کلاغ سفید ؟ گفتم از کلاغ خوشم میاد ! گفت اونوقت چرا سفید ؟ گفتم : یافت مینشود ... ! گفت : خوب که چی ؟ چیزی نگفتم ! اونم خندید ... هنوز لبخندش به یادمه ...

نوشته شده توسط کلاغ سفید در جمعه 28 خرداد 1389 و ساعت 12:24 ق.ظ موضوع مطلب :‌ دلم تنگه ... ,

لینك ثابت | نظرات()

چه حس خوبی ! مگه نه ؟؟؟؟ | حرف دل ,

سلام

چند وقتیه نمیتونم زیاد بیام نت !

امتحانات شروع شده و باس بشینیم خر خونی !!! البته ما که اینکاره نیستیم ! نهایتش کره خر خونی اونم  اگه ....... اجازه بده ...  

شده که هیچ استرسی نداشته باشی ؟ شده که تمام وجودت تحت فشار روحی باشه ولی هیچ احساسی نداشته باشی ؟

حتما با خودت میگی چه حس باحالی ؟

ولی من چند وقتیه به شدت دارم واسه آتاراکسیا (یه چیزی تو همین حالته گفتم) دارم دیوونه میشم از بیرون متزلزل و از درون آرومه آروم ... روح وجسمم دچاره تناقض شده ! بعضی وقتا نمیتونم خودمم و درک کنم ... گاهی اینتقدر اوضام قاراشمیش میشه که فشارم کم زیاد میشه !

نمیدونم چه حکمتی تو کاره که خداجون داره اینجوری به سر ما میاره !!!

اگه کسی فهمید به ما هم خبرشو بده ....

نصفه شب - کلاغ سفیـــد

نوشته شده توسط کلاغ سفید در چهارشنبه 26 خرداد 1389 و ساعت 01:36 ق.ظ موضوع مطلب :‌ حرف دل ,

لینك ثابت | نظرات()

مادر | حرف دل , پیام مدیر ... ,

 

I love U FOr Ever

مادر آن فرشته پاکی ها و آن چشمه زلال هستی ...
آنگاه در شبهای ظلمت وجودم تنها صدای هق هق برایم جا مانده بود , گرمی نفسهایت وجود پر تلاتمم را آرامش می بخشید
هنوز صدای تپشهای قلبت در گوشم همچون ندای زندگی جا مانده است
هرچه دارم از توست و از مهربانی تو ...
تا ابد خاک پای را طوطیای چشمانم خواهم کرد
با تمام وجودم دوستت دارم مادر .

تقدیم به بهترین ؛  مادرم - از طرف فرزند ناسپاسش ...

نوشته شده توسط کلاغ سفید در پنجشنبه 13 خرداد 1389 و ساعت 12:30 ق.ظ موضوع مطلب :‌ حرف دل , پیام مدیر ... ,

لینك ثابت | نظرات()

خدا را دوست می دارم ؛ او مهربان است ... | بدون شرح ,

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه با هر username  كه باشم، من را connect می كند

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه تا خودم نخواهم مرا D.C نمی كند

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه با یك  delete هر چی را بخواهم پاك می كند

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه اینهمه friend  برای من add می كند

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه اینهمه wallpaper كه update می كند

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه با اینكه خیلی بدم من را log off نمی كند

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه همه چیز من را می داند ولی SEND TO ALL نمی كند

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه می گذارد هر جایی كه می خواهم Invisibel بروم

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه همیشه جزء friend هام می ماند و من را delete  و ignore نمی كند.

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه همیشه اجازه، undo  كردن را به من می دهد

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه آن من را install كرده است

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه هیچ وقت به من پیغام the line busy نمی دهد

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه اراده كنم، ON  می شود و من می توانم باهاش حرف بزنم

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه دلش را می شكنم، اما او باز من را می بخشد و  shout down ام نمی كند

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه  password اش را هیچ وقت یادم نمی رود، كافیه فقط به دلم سر بزنم

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه تلفنش همیشه آنتن می دهد

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه شماره اش همیشه در شبكه موجود است

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه هیچ وقت پیغام no response to نمی دهد

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه هرگز گوشی اش را خاموش نمی كند

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه هیچ وقت ویروسی نمی شود و همیشه سالم است

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه هیچوقت نیازی نیست براش BUZZ بدهم

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه آهنگ حرف هاش همیشه من را آرام می كند

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه نامه هاش چند كلمه ای بیشتر نیست، تازه spam  هم تو كارش نیست

خدا را دوست دارم ، بخاطر اینكه وسط حرف زدن نمی گوید، وقت ندارم، باید بروم یا دارم با كس دیگری حرف می زنم

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه من را برای خودم می خواهد، نه خودش

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه همیشه وقت دارد حرف هایم را بشنود

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه فقط وقت بی كاریش یاد من نمی افتد

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه می توانم از یكی دیگر پیشش گله كنم، بگویم كه ....

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه همیشه پیشم می ماند و من را تنها نمی گذارد، دوست داشتنش ابدی است

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه می توانم احساسم را راحت به آن بگویم، نه اصلا نیازی نیست بگویم، خودش میتواند نگفته، حرف ام را بخواند

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه به من می گوید دوستم دارد و دوست داشتنش اش را مخفی نمی كند

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه تنها كسی است كه می توانی جلوش بدون اینكه خجل بشوی گریه كنی، و بگویی دلت براش تنگ شده

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه ، می گذارد دوستش داشته باشم ، وقتی می دانم لیاقت آنرا ندارم

خدا را دوست دارم به خاطر اینكه از من می پذیرد كه بگویم : خدا را دوست دارم ...

نوشته شده توسط کلاغ سفید در چهارشنبه 12 خرداد 1389 و ساعت 12:44 ق.ظ موضوع مطلب :‌ بدون شرح ,

لینك ثابت | نظرات()

راه من از تو جداست ... | حرف دل ,

راه من از تو جداست ...
تو در آن بالا ها
و منم روی زمین !
به چه امید مرا خلق نمودی اینسان ؟
تا که باشم بنده ؟
علتش بوده همین ؟؟؟

گر چنین باشد ...
چه کسی باز شقایق ها را
کند از دست اقاقی آزاد ؟؟

دل من میگوید :
که چنین نیست خدا


در پس افکارم
من خدایی دارم
کرمش قد خدا !
هرچه داریم از اوست
دلش اما چون من .
درد تنهایی را
خوب میداند او ...

دل من هم تنهاست
غصه خوردن کارم
دلکم جز تو طلب از که کند ؟
دو سه مثقال ترحم فرما !
کار سختی نیست ...

 

دعا

نوشته شده توسط کلاغ سفید در شنبه 8 خرداد 1389 و ساعت 07:15 ب.ظ موضوع مطلب :‌ حرف دل ,

لینك ثابت | نظرات()

زندگی سخته ؟؟؟ | پیام مدیر ... ,

سلام

امروز یه نفر بهم گفت زندگی خیلی سخت شده ! بهش گفتم زندگی یا زندمانی ؟ گفت مگه فرقی هم میکنه ؟؟؟

هم من رفتم تو فکر ! هم طرف ...

جوابش خیلی واسم سخت بود ! آخرش هم بدونه اینکه یه کلمه دیگه حرف بزنیم گذاشتیم رفتیم ...

چرا زندگی باید سخت باشه ؟ چرا اینقدر آدما واسه خودشون مشکل میتراشن ؟ چرا دنیا ایجوریه ؟ چرا ...

نمیدونم مشکل از ماست یا از زمونه ! یه آدم پیدا نمیکنی که از زندگیش نناله ... اگرم میگه الحمدالله ... دلیل نمیشه راضی باشه ...

تنها آرزوم بعد از فرج آقا امام زمان (عج) اینکه برگردم به کودکیم ... اینقدر صفا و صمیمیت تو خونه و محلمون بود که گاهی بهش که فکر میکنم گریه ام میگیره ...

هنوز گاهی دلم برای خودم تنگ میشود ....

به امید روزی که دنیا عاری از غم و اندوه باشه ...

دم ظهر - کلاغ سفیــد

نوشته شده توسط کلاغ سفید در دوشنبه 3 خرداد 1389 و ساعت 11:16 ق.ظ موضوع مطلب :‌ پیام مدیر ... ,

لینك ثابت | نظرات()


ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic